۱۳۸۹/۳/۳

به اعدام نه بگوئیم


...اصلاح طلبان و از جمله آقای موسوی، تا هنگامی که خواستار لغو مجازات اعدام نشوند نمی‌توانند طرفداران واقعی حقوق بشر باشند.
مطابق قوانین موجود، که آزادیخواهان خواستار لغو آن هستند، مجازات ولی فقیه و گروه او، به جرم قتل نفس‌های مکرر و همگانی، اعدام است. اگر اصلاح طلبان در تمامی دسته‌بندی‌هایشان همچنان طرفدار مجازات اعدام بمانند به این معناست که با اعدام گروه ولی فقیه نیز عملا مخالفتی ندارند. پس به صلاح آنان و سیاست حفظ حدود و ثغور با رژیم حاکم است که خواستار لغو مجازات اعدام شوند تا هم باور راستین خود را به حقوق بشر اعلام کنند و هم بتوانند یک سیاست رفورم تمام عیار در پیش بگیرند. وگرنه با روش‌های پر از ابهام و تناقض اعتماد مردم را هرچه بیشتر از دست می‌دهند و به شور اجتماعی آنان آسیب جبران ناپذیر می‌زنند. مقاومت برخی از رهبران اصلاح طلب و از جمله آقای موسوی همچنان قابل ستایش است ولی برای خون رسانی به جنبش کافی نیست. جنبش، انگیزه‌های انسانی فراتری را می‌طلبد. بدون این روش‌های انسانی اصلاح طلبان ناچارند بین دو صندلی بنشینند یا دائما صندلی‌های خود را تغییر دهند. و این به افول هرچه بیشتر چنبش می‌انجامد. روش‌های انسانی به سیاست‌های روشن نیاز دارد . شور اجتماعی مردم بدون سیاست روشن بتدریج فرو خواهد کاست. این آینده‌ی تلخ شاید هم اکنون آغاز شده باشد.
شمار بسیاری از مردم از خود می‌پرسند که آیا اصلاح طلبان اساسا از اعدام غیر خودی‌های متاثر میشوند؟
در واقع هم کافی است که تنها متاثر بشوند. اگر متاثر بشوند تاثر آن‌ها به هر حال درز می‌کند و به مردم امید می‌دهد. پس مسئله عدم درک مشکلات آن‌ها نیست. متاسفانه مسئله ریشه‌های ژرف‌تری دارد. رهبران اصلاح طلب با اکتفا به مقاومت خود در برابر حاکمیت، تنها سطح انتظار هواداران اصلاح طلب را پائین می‌آورند. سطح انتظار عموم مردم، ولی، فراتر از مقاومت به تنهائی است. دفاع از شعائر انسانی و حقوق بشری و همگانی، و ایرانی برای همه‌ی ایرانیان، از طرفداری از لغو مجازات اعدام در ایران می‌گذرد. این، خاستگاه و آستانه‌ی سیاست‌های انسانی و همگانی دیگری است که باید به مقاومت رهبران اصلاح‌طلب معنای ژرف‌تری بدهد. به قول ژان پل سارتر، روشنفکر آزادیخواه، وجود مقدم بر ماهیت است. ماهیت آزادیخواهانه، که به وجود انسانی معنا می‌دهد، در جریان حرکت اجتماعی بوجود می‌آید. برای همین است که می‌گویم مقاومت به تنهائی اکنون دیگر بسیار کم است.


ناصر کاخساز
نهم مای 2010

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر